فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

141

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

در اين خانه آشپزخانه را كمى دور تر از ساختمان برپا كرده بوديم اين حيوانات گوشهء دنجى براى جويدن استخوانها و خوردن ديگر فضولات يافته بودند و در طول شب چنان بلند زوزه مىكشيدند كه شنيدن آواى دلخراششان براى ما نوعى سرگرمى شده بود . آوائى شبيه آنچه مسافران يا دروگران در بيابانها يا مزارع براى خبر گرفتن از يكديگر ، به شوخى سر مىدهند . اين حيوانات طبيعتا دسيسه‌باز و حيله‌گرند بطورىكه اگر زياد پرخور و دله نباشند گير انداختن آنها دشوار است . بعبارت بهتر ، اگر بخاطر گرسنگى نباشد به خانه‌اى ، ولو درش باز باشد ، وارد نمىشوند . هنگامىكه چيزى خوردنى مىيابند براى خبر كردن همجنسان زوزه مىكشند . در اين حالت براى مخفى كردن خود مطلقا به حيله‌هائى كه در موارد ديگر به كار مىزنند متوسل نمىشوند . به خود خيانت مىكنند و به تله مىافتند . همواره به آشپزخانه يا طويلهء اسبهاى سفير ، كه بمحض شنيدن صداى اين حيوانات درشان را باز مىگذاشتند وارد مىشدند در اين حالت ستوربانان و آشپزها در را مىبستند و به ضرب چوب آنها را خرد و خمير مىكردند و بدين‌ترتيب سزاى گستاخى بىحد آنان را مىدادند . اين كفتارها از نوعى از همين نژاد كه در گوآ ديده بوديم درشت‌ترند . به قدر يك سگ شكارى زورمندند اما مشاهدهء كفتارهاى شهرى ما را مطمئن كرد كه كفتارهائى كه در باغها و بيشه‌هاى بسيار دور از شهر زندگى مىكنند قويترند . روزى كه برخى از خدمهء سفير چند سگ زنجيرى را به گردش مىبردند هنگام نزديك شدن به يكى از نيزارهائى كه اين حيوانات روزها در آن بسر مىبرند برخى از سگها را در بيشه رها كردند . بر اثر وارد شدن سگها چند كفتار از بيشه بيرون آمدند و بقيه پراكنده شدند . اگرچه سگها نيز با آنكه با آنها روبرو شده بودند جرأت حمله بدانها را نداشتند چنان كه اين حيوانات نيز از روبرو شدن با سگ بزرگ سفير خوددارى مىكردند و هيچگاه از برابرش نمىگذشتند و حتى هنگامىكه سگ را به دنبال آنها رها مىكردند خود را در سوراخهائى